خرید بک لینک
مادر... ❤️#مادرمادر یعنی زندگی، مادر یعنی عشق، مادر یعنی مهرمادر یعنی فرشته‌ای که با اشکت‌، اشک می‌ریزد و با خنده‌هایت می‌خندد. مادر یعنی فرشته‌ای که نگاهش به تو است و با هر لبخندت، زندگی می‌کند. مادر یعنی فرشته‌ای که موهایش برای بزرگ کردنت سفید می‌شود و به تو می‌گوید: «پیر شوی مادر، درد و بلایت به جانم...» مادر یعنی فرشته‌ای که صبح که خوابی آرام میز صبحانه را می‌چیند تا وقتی بلند شدی زندگی را لمس کنی. مادر یعنی فرشته‌ای که شب‌هایی که غم داری یا مریضی تا صبح بالای سرت می‌نشیند و نگران است. مادادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 19:34

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: چهارشنبه 22 تير 1401 ساعت: 16:03

❤️#مادرمادر یعنی زندگی، مادر یعنی عشق، مادر یعنی مهرمادر یعنی فرشتهای که با اشکت، اشک میریزد و با خندههایت میخندد. مادر یعنی فرشتهای که نگاهش به تو است و با هر لبخندت، زندگی میکند. مادر یعنی فرشتهای که موهایش برای بزرگ کردنت سفید میشود و به تو میگوید: «پیر شوی مادر، درد و بلایت به جانم...» مادر یعنی فرشتهای که صبح که خوابی آرام میز صبحانه را میچیند تا وقتی بلند شدی زندگی را لمس کنی. مادر یعنی فرشتهای که شبهایی که غم داری یا مریضی تا صبح بالای سرت مینشیند و نگران است. مادر یعنی فرشتهای که وقتی موقع کار میگویی خسته شدم؛ با اینکه پاهایش درد میکند میگوید: «تو بشین مادر من انجام میدهم...». مادر یعنی فرشتهای که هیچوقت باور نمیکنی مریض شود یا پیر شود چون همیشه و توی هر حالتی به روی تو لبخند میزند. مادر یعنی فرشتهای که طاقت دیدن اشکهایش را نداری. مادر یعنی همه زندگی...   + نوشته شده در شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۹ ساعت توسط Vali  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: چهارشنبه 22 تير 1401 ساعت: 16:03

گاه میرویم تا برسیم. کجایش را نمیدانیم. فقط میرویم تا برسیم… بیخبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست. گاه برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست. بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 14:06

الهی,!در سر فکر تو دارم و در دل اشتیاق تو, در ظاهر تمنای وصل دارم و در دل خواهش وصل. در بیابانی نشستم که سرتاسر سرابیست ز تو. در دریایی نشستم که آن را کرانیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 14:06



گاهے سکــــــــوت ، همان دروغ است !

کمـــے شیک تر، روشنفکــرانـه تر و با مسئولیت کمتر !




برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 14:06


زندگی, همینه .. انتظار یه آغوش بی منت ..

یه بوسۀ بی عادت ..

یه دوستت دارم بی علت .. باور کن ...

زندگی همین دوست داشتنهای ساده ست...
ueaqmpd6qnfb0u6nhypd.jpg

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 14:06

شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود.در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !استاد پرسید : برای چه این همه ابرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 14:06

کاش وقتی زندگی فرصت دهدگاهی از پروانهها یادی کنیم کاش بخشی از زمان خویش را وقف قسمت کردن شادی کنیم کاش وقتی آسمان بارانی است از زلال چشمهایش تر شویم کاش دلتنگ شقادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 14:06

از خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد، خدا گفت: رها کردن کار توست. تو بايد از آنها دست بکشی. از خدا خواستم تا شکيبايیام بخشد، خدا گفت: شکيبايی زاده رنج و سختی است. شکيبايی بخشيدنی نيست، به دستادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 14:06


یک زمانی دوست داشتم خَیّری بزرگ شوم.
چندسال بعد یکی از دوستانم از من پولی قرض خواست با مبلغ و مدت مشخص. گفتم: "ندارم" با اینکه داشتم.
درست همان شب بود که فهمیدم؛ هر چیز لیاقتی میخواهد به قدر ظرفیتی که داری!
زیاد دوستت دارم. گاهی از خدا میخواهم که قسمتم باشی. بعد یاد ظرفیتم می افتم. که مال من باشی؛ خودم را گم کنم؛ تو را گم کنم؛ دوست داشتن را حیف و میل کنم.

باید قبول کرد
گاهی اگر نرسیم یا نداشته باشیم...
قشنگتریم.

برچسب: نویسنده: لیلا رستمیان تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 14:06

صفحه بندی